
چکیده
امنیت اجتماعی به عنوان یکی از بنیادینترین نیازهای بشری، بستر اصلی توسعه، تعالی و تحقق کرامت انسانی در هر جامعهای به شمار میرود. در نظام فکری اسلام، دستیابی به امنیت پایدار تنها از طریق اعمال قانون و ابزارهای قهری و انتظامی میسر نمیشود، بلکه نیازمند درونیسازی ارزشها و ایجاد نیروی بازدارنده درونی (تقوا) است که این مهم مستقیماً از رهگذر «تربیت دینی» محقق میگردد. پژوهش حاضر با هدف «بررسی رابطه میان تربیت دینی و امنیت اجتماعی با تأکید بر آموزههای فقهی» و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای تدوین شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که فقه اسلامی و تربیت دینی دو بال مکمل برای پرواز جامعه به سوی امنیت همهجانبه هستند. فقه اجتماعی اسلام با تأسیس قواعدی راهگشا و کلان همچون «قاعده لاضرر و لاضرار»، «اصل لزوم حفظ نظام» و تشریع فریضه نظارت همگانی تحت عنوان «امر به معروف و نهی از منکر»، چارچوبهای حقوقی و خطوط قرمز جامعه را ترسیم میکند. همچنین تحریم اکید افعالی نظیر تجسس، غیبت، تهمت و سوءظن در فقه، مستقیماً امنیت روانی و آبرویی افراد را تضمین مینماید. از سوی دیگر، تربیت دینی با بهرهگیری از ظرفیت نهادهای جامعهپذیری شامل «خانواده» (به عنوان هسته اولیه نهادینهسازی فطرت)، «مسجد» (کانون انسجام و اخلاق اجتماعی)، «مدرسه» (بستر آموزش هدفمند) و «رسانه» (جهتدهنده افکار عمومی در عصر جدید)، این آموزههای فقهی را از سطح قوانین خشک به باورهای قلبی و رفتارهای نهادینه شده تبدیل میکند. نتیجه آنکه، تلفیق نظام حقوقی فقه با نظام ارزشی تربیت دینی، به شکلگیری جامعهای میانجامد که در آن امنیت نه به واسطه ترس از مجازات، بلکه به دلیل التزام درونی افراد به حقوق یکدیگر و خداترسی تأمین میگردد.
کلیدواژهها
تربیت دینی، امنیت اجتماعی، فقه اجتماعی، بازدارندگی درونی، قواعد فقهی، قاعده لاضرر، حفظ نظام، امر به معروف و نهی از منکر، نهادهای تربیتی.
دریافت اصل مقاله
بررسی رابطه میان تربیت دینی و امنیت اجتماعی با تاکید برآموزه های فقهی.pdf















